فیلم همچنان نگاهی به موضوع حضانت کودکان بدسرپرست دارد و چالش اصلی فیلم از دل همین موضوع بیرون میآید. فیلمساز خواسته است در کنار روایت این داستان که گویا اصل آن در واقعیت رخ داده، به مسائلی، چون دخالت والدین در زندگی فرزندان و نیز به سرپرستی گرفتن فرزند بپردازد، اما مشکل اصلی فیلم از نبود یک فیلمنامه منسجم و سستی چفت و بستهای داستان شروع میشود و هرچه از فیلم میگذرد، این مشکل آنقدر شدیدتر میشود که سرانجام کلیت فیلم را زمین میزند.
قرار است ما در «آرامبخش» به این نتیجه برسیم آرام_ که پدرش اصرار دارد او را مریم صدا بزند_ یک زن مستقل و سختکوش است و حق دارد به زندگی و فرزندی که به آن دل بسته برسد. همه اصرار داستان همین است. برای همین است که همه آدمهای دیگر داستان بهجز آرام، غیرمنطقی، ضعیف و ناقص پرداخت شدهاند. آدمهای پیرامون این زن همگی با ظالمند (مانند پدرش که بازی حسن پورشیرازی ما را بهشدت یاد غلام باستانی فیلم «پیرپسر» میاندازد) یا در برابر ظلم منفعلند (مانند مادرش رویا و برادرانش که نقششان در فیلم در حد پر کردن برخی صحنهها تنزل یافته). تنها آدم منطقی و مظلوم، اما کنشگر داستان خود آرام است، اما اتفاقا واقعیت داستان این نیست. اصرار نویسنده و کارگردان برای چیدن صحنه به شکلی که ما حق را به آرام بدهیم، نمیتواند مخاطب را فریب بدهد. اتفاقا آرام در واقعیت نباید به دختری برسد که برایش غش و ضعف میرود. آرام دچار مشکلات روحی و روانی است. حتی دست به خودکشی میزند، تصمیمهای غیرمنطقی و احساسی میگیرد (مثلا استعفا از کارش) و در ایجاد ارتباط با همه افراد شکست میخورد. حتی او ذاتی پرخاشگر دارد و به همه از بنگاهی گرفته تا مادر ناتنیاش میپرد و بر سر آنها فریاد میزند. چنین شخصیتی استحقاق سرپرستی فرزند ندارد و در واقعیت نیز بهزیستی به چنین شخصی اجازه سرپرستی نمیدهد. تمهیدی که داستان برای دور زدن قانون انتخاب کرده آنقدر دم دستی است که هر کسی از خود میپرسد آیا بهزیستی را میتوان به همین سادگی فریب داد و سرپرستی فرزندی را گرفت؟
«آرامبخش» اگرچه ادعای یک فیلم اجتماعی طرفدار حقوق زن را دارد، به ضدخودش تبدیل شده است. در این فیلم یک شخصیت روانپریش با روحیات ضداجتماعی بر روندهای اجتماعپذیری غلبه میکند و قانون در برابر اشک و آه و کولیبازی او کوتاه میآید. اگر قراردادهای اجتماعی را به همین راحتی بتوان عوض کرد، دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود. حتی اغراق در زشت و نابکار جلوه دادن پدر همچنان از نظر منطق داستانی ضعیف است که نمیتوان آن را بهراحتی پذیرفت. چرا آرام از طریق قانون از پدرش و دخالتهای او در زندگی خود شکایت نمیکند و حتی در برابر شکایت پدرش از خودش و عمویش از خود دفاع نمیکند؟
بازی الناز شاکردوست در فیلم، نقطه ضعفی در کارنامه بازیگری اوست. او که قبلا با بازی در فیلمهایی، چون «شبی که ماه کامل شد» و «بی بدن» توانسته بود توانمندیهای بازی خود را ثابت کند، در این فیلم هیچ تمهیدی برای همراه کردن مخاطب ندارد و با وجود زمان طولانی حضور در برابر دوربین، جز گریستن و داد زدن چیزی برای عرضه ندارد. در مجموع «آرامبخش» از جمله ضعیفترین فیلمهای جشنواره امسال است که گوی سبقت را در ناکامی از بسیاری فیلمهای جشنواره ربوده.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد